تاثیر بازاریابی قبیله ای و استانی در ایران

مارکتینگ و بازاریابی

قرن ۲۱ گواه رشد وابستگی متقابل و همگرایی در جهان است، به طوریکه حد اعلای تغییرات اجتماعی را در سطح بین المللی، محلی و منطقه ای نشان می دهد. این تغییرات بنابر نگاه بسیاری از دانش پژوهان همانطور که منجر به همگرایی بازار می گردد، می تواند تفاوت های قومی را نیز پایدار کند و منجر به تمایلات ملی، دینی، نژادی و قومی شود. رشد اخیر تجارت جهانی، مهاجرت و توریسم، رشد تقاضا برای بازاریابی و تئوری های رفتار مشتری که ترکیبی از قومیت و هویت قومی است را فراهم کرده است.

در نگاه جزئی تر این امکان که گره های قومی ممکن است دارای نیازها و خواسته های متفاوتی از اکثریت ها باشند، منجر به توجه برنامه ریزی های بازاریابی به این مسئله برای رفع این نیازها شده است، در هر حال از زمانیکه جایگاه گروه های اقلیت قومی برای بازاریابان اهمیت یافته، این مسئله وارد ادبیات بازاریابی گردیده است. با این نگاه به آینده می توان امیدوار بود بازاریابی های فرهنگی و قومی جایگاه مناسبی را در مفاهیم بازاریابی پیدا کند.

از طرفی پتانسیل ایران با داشتن قومیت های متنوع برای توجه به این مفهوم بسیار ایده ال است، به طوری که بازخوانی فرهنگ و تاریخ آنها می تواند زمینه را برای توجه به نیازهای اصیل قومیت ها و تلاش برای برآورده کردن آنها در راستای سفارشی سازی محصول و یا پیشبینی تقاضای پنهان در بازار می تواند بسیار مثمر ثمر باشد.

شاید مفاهیمی چون هویت، فرهنگ پذیری، گروه های اقلیت و گروه های مرجع از مهمترین واژه هایی باشد که از بازاریابی قومی وارد بازاریابی می گردد، همانطور که توجه به فرهنگ ها و قومیت های برون مرزی نیز می تواند خود را در ادبیات بین المللی مطرح گرداند و برنامه ریزی مناسبی را برای فرهنگ های متنوع خارج از کشور موجب شود و جذابیت کالاها را برای مارک های صادر شده به خارج از بازارهای فرهنگی و قومیِ متفاوت به حداکثر برساند .

بر همین اساس در این مطلب سعی می کنیم، با رویکردی بسیار جدید، مفهوم بازاریابی قومی را وارد ادبیات بازاریابی کنیم و در بیانی گذرا این مفهوم با اجزای آن به تصویر بکشیم.

قسمت اول / قسمت دوم  / قسمت سوم

گیفتو
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 1 =